غزل شمارهٔ 1867
Toggle stanza 1آتش کباب کرده یاقوت آن لب است
11
آتش کباب کرده یاقوت آن لب است
چشم سهیل در پی آن سیب غبغب است
22
ای خضر چند تیر به تاریکی افکنی؟
سرچشمه حیات نهان در دل شب است
33
چون می رسد به مجلس ما سجده می کند
مینای ما که خضر ره اهل مشرب است
44
راه نفس ز کثرت تبخاله بسته شد
گوید هنوز عشق که اینها گل تب است
55
در دست دیگران بود آزاد کردنم
در چارسوی دهر دلم طفل مکتب است
66
صائب نمی فروزد شمع مراد من
تا صبحدم اگر چه لبم گرم یارب است
Sources
Persian text source: Ganjoor

