غزل شمارهٔ 66

Toggle stanza 1
وصفِ زلفِ یار عاجز می‌کند تقریر را
1
وصفِ زلفِ یار عاجز می‌کند تقریر را
دوریِ این راه، کوته می‌کند شبگیر را
2
چشمِ حیران راست دایم حسن در مدِ نظر
عکسِ پا بر‌جا بود آیینهٔ تصویر را
3
مور چون در خرمن افتد دست و پا گم می‌کند
نیست ممکن سیر‌ْ دیدن حسنِ عالمگیر را
4
می‌کند وحشت سگِ لیلی همان از سایه‌اش
گر‌چه مجنون کرد رام خود پلنگ و شیر را
5
کفرِ نعمت می‌کند رزقِ حلالِ خود حرام
طفل از پستان گزیدن می‌کند خون شیر را
6
در دلِ آهن کند فریادِ مظلومان اثر
ناله از زندانیان افزون بود زنجیر را
7
از تحمل دشمنِ خونخوار گردد مهربان
گردنِ تسلیم می‌ریزد دمِ شمشیر را
8
دعویِ حق را کند باطل گناهِ بی‌شعور
عذرِ نامقبول، ثابت می‌کند تقصیر را
9
از ثباتِ پا توان بر دشمنان فیروز شد
می‌نشاند یک هدف بر خاک، چندین تیر را
10
سرو صائب از هجومِ قمریان بالَد به خویش
از مریدان بادِ نخوت می‌فزاید پیر را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

پاس کار خود نباشد صاحب تدبیر را

دست بر قید صدا مشعل بود زنجیررا

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 81

تا به‌کی در پرده دارم آه بی‌تأثیر را

از وداع آرزو پر می‌دهم این تیر را

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 82

گر کمان‌دار خیالت در زه آرد تیر را

هر بن مو چشم امیدی شود نخجیر را

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 84

با جوانی سر خوش است این پیر بی تدبیر را

جهل باشد با جوانان پنجه کردن پیر را

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 10

دیدمش در دل نهفتم آه بی‌تأثیر را

در کمان از بس که دزدیدم شکستم تیر را

نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 21

سهل مشمر همتِ پیرانِ با تدبیر را

کز کمان بال و پر پرواز باشد تیر را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 64

سر به گردون می‌دهم این آهِ پُر تأثیر را

می‌زنم آتش به سقف این خانهٔ دلگیر را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 65

مُهرِ خاموشی کند کوته‌زبان تقریر را

این سپر دندانه می‌سازد دمِ شمشیر را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 67

خوب دارد زاهدِ شیاد، داروگیر را

دامِ دردانه است پنهان سبحهٔ تزویر را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 68

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور