غزل شمارهٔ 4160
Toggle stanza 1زیر سپهر دست دعا موج می زند
11
زیر سپهر دست دعا موج می زند
در خانه کریم گدا موج می زند
22
غفلت نگر که پشت به محراب کرده ایم
در کشوری که قبله نما موج می زند
33
آفاق را تردد خاطر گرفته است
هر قطره زین محیط جدا موج می زند
44
زنهار در حمایت عریان تنی گریز
کز خرقه های صوف بلا موج می زند
55
بردار می تپد سر منصور و تن به خاک
دریا کجا سفینه کجا موج می زند
66
چشم هوس چه نقش تواند بر آب زد
آنجا که آبروی حیا موج می زند
77
درحیرتم که آن گل بی خارچون گذشت
از سینه ای که خار جفا موج می زند
88
تا خورد استخوان من دلشکسته را
جوهر ز استخوان هما موج می زند
99
کوه از تجلی توچنان آب گشته است
کز جنبش نسیم صبا موج می زند
1010
تیغ برهنه تو ز جوهر منزه است
این بحر از کشاکش ما موج می زند
1111
صائب مکش سر از خط تسلیم زینهار
کآرام در مقام رضا موج می زند
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

