غزل شمارهٔ 6897
Toggle stanza 1ای آن که دل به عمر سبکرو نهادهای
11
ای آن که دل به عمر سبکرو نهادهای
در رهگذار سیل میان را گشادهای
22
کوری نمیرود به عصاکش برون ز چشم
خود خوب شو، چه در پی خوبان فتادهای؟
33
پیراهنی که میطلبی از نسیم مصر
دامان فرصتی است که از دست دادهای
44
آرام نیست بوی گل و رنگ لاله را
تو بیخبر چو سرو به یک جا ستادهای
55
تا میکشد دل تو به این تیره خاکدان
هرچند بر سپهر سواری، پیادهای
66
بر روی هم هر آنچه گذاری وبال توست
جز دست اختیار که بر هم نهادهای
77
امروز خانهای به صفای دل تو نیست
گر روزنش ز دیده عبرت گشادهای
88
داغ ندامت است سرانجام رنگ و بوی
صائب چه محو بوی گل و رنگ بادهای؟
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

