غزل شمارهٔ 6172

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: رجبین

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
تا به خون رنگین نسازی چون گل احمر جبین
1

تا به خون رنگین نسازی چون گل احمر جبین

کی توانی شست در سرچشمه کوثر جبین؟

2

روز محشر سرخ رو چون لاله برخیزد ز خاک

آل تمغای شهادت هر که دارد بر جبین

3

وقت رفتن زردرویی می برد با خود به خاک

می گذارد هر که چون خورشید بر هر در جبین

4

وقت آن کس خوش که در باغ جهان مانند بید

تیغ اگر بارد به فرقش چین نیارد بر جبین

5

از دلم هر پاره چون برگ خزان در عالمی است

نیست از شیرازه این اوراق را چین بر جبین

6

نیستی از اهل بینش، ورنه پیش عارفان

نامه واکرده ای در دست دارد هر جبین

7

بهر مشتی خار و خس کز دست بیرون می رود

چند بگذاری به خاک راه چون صرصر جبین

8

چون لباس غنچه از هم می شکافد سنگ را

تا به داغ او رساند لاله احمر جبین

9

صحبت روشن ضمیران کیمیای دولت است

از فروغ مهر گردد مشرق گوهر جبین

10

تا غبار خاکساری در بساط خاک هست

رنگ دردسر مریز از صندل تر بر جبین

11

صائب اینجا آفتاب از دور می بوسد زمین

نیست برگ سجده این آستان در هر جبین

12

این غزل را هر که گوید صائب از اهل سخن

می گذارم پیش او بر خاک تا محشر جبین

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

ابھی اس کلام کی آڈیو موجود نہیں۔ اپنی آواز میں پہلی آڈیو شامل کریں۔

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

گفتگو

قارئین کے تبصرے

اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔

0 / 2000 حروف
لوڈ ہو رہا ہے…