غزل شمارهٔ 2706

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: انمیشود

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 12

صنف: غزل

Toggle stanza 1
هستی ظاهر حجاب قرب یزدان می شود
1

هستی ظاهر حجاب قرب یزدان می شود

ذره اینجا پرده خورشید تابان می شود

2

در دل ما خاکساران عشق می گردد هوس

در سفال ما خس و خاشاک ریحان می شود

3

عشق را گر اختیاری هست در واقع، چرا

چون زلیخا بد کند یوسف به زندان می شود؟

4

کوه و صحرا آمد از شور جنون ما به تنگ

تنگ جا بر سفره اینجا از نمکدان می شود

5

در دیار ما که خودبینی حجاب مطلب است

چون شکست آیینه را طوطی سخندان می شود

6

هر که معراج فنا را صائب آرد در نظر

چون شرر از صحبت آتش گریزان می شود

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

زلف گرد آور که بازم دل پریشان می‌شود

روی پنهان کن که بازم دیده حیران می‌شود

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 681

باد صحرای جنون هرگه‌ گل‌افشان می‌شود

جیبم از خود می‌رود چندانکه دامان می‌شود

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1566

تا دم تیغت به عرض جلوه عریان می‌شود

خون زخم من چو رنگ ازگل نمایان می‌شود

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1567

هر چه در دل نقش بندد آدمی آن می شود

خاک مجنون زود بازیگاه طفلان می شود

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2704

از گلستانی که بلبل روی گردان می شود

شبنم رخسار گل اشک یتیمان می شود

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2705

جان زترک جسم چون گوهر فروزان می شود

چون بخار از گل برآید ابر نیسان می شود

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2707

زودتر دل جمع گردد چون پریشان می شود

چون شود سی پاره قرآن ختم آسان می شود

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2708

گر ز ریحان خواب بیدردان به سامان می شود

خواب من آشفته زان خط چو ریحان می شود؟

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2709

عاقبت کار نظربازان به سامان می شود

گرد مجنون سرمه چشم غزالان می شود

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2710

کار ما از ساغر پرمی به سامان می شود

مجلس ما از گل ابری گلستان می شود

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2711

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور