غزل شمارهٔ 1567

Toggle stanza 1
تا دم تیغت به عرض جلوه عریان می‌شود
1

تا دم تیغت به عرض جلوه عریان می‌شود

خون زخم من چو رنگ ازگل نمایان می‌شود

2

گر چمن زین رنگ می‌بالد به یاد مقدمت

شاخ‌گل محمل‌کش پرواز مرغان می‌شود

3

تا نشاند برلب تیغ تو نقش جوهری

در دهان زخم عاشق بخیه دندان می‌شود

4

ترک‌خودداری‌ست‌مشکل ورنه مشت‌خاک‌ما

طرف دامانی ‌گر افشاند بیابان می‌شود

5

هرکه رفت از دیده داغی بر دل ما تازه‌کرد

در زمین نرم نقش پا نمایان می‌شود

6

کینه می‌یابد رواج از سردمهری‌های دهر

آبروی آتش افزون در زمستان می‌شود

7

کلفت اسباب رنج، طبع حرص‌اندود نیست

خار و خس در دیده ی گرداب مژگان می‌شود

8

صافی دل را زیارتگاه عبرت کرده‌اند

هرکه میرد خانهٔ آیینه ویران می‌شود

9

حاکم معزول را از بی‌وقاری چاره نیست

زلف در دور هجوم خط مگس‌ ران می‌شود

10

اشک در کار است اگر ما رنگ افغان باختیم

هرچه دل ‌گم ‌می‌کند بر دیده تاوان می‌شود

11

شعلهٔ ما هرقدر خاکستر انشا می‌کند

جامهٔ عریانی ما را گریبان می‌شود

12

دستگاه هستی از وضع سحر ممتاز نیست

گردی از خود می‌فشاند هر که دامان می‌شود

13

کاهشم چون شمع مفت دستگاه حیرت است

نیست بی‌سود تماشا آنچه نقصان می‌شود

14

تا توانی بیدل از مشق فنا غافل مباش

مشکل هر آرزو زبن شیوه آسان می‌شود

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

زلف گرد آور که بازم دل پریشان می‌شود

روی پنهان کن که بازم دیده حیران می‌شود

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 681

هر چه در دل نقش بندد آدمی آن می شود

خاک مجنون زود بازیگاه طفلان می شود

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2704

از گلستانی که بلبل روی گردان می شود

شبنم رخسار گل اشک یتیمان می شود

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2705

هستی ظاهر حجاب قرب یزدان می شود

ذره اینجا پرده خورشید تابان می شود

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2706

جان زترک جسم چون گوهر فروزان می شود

چون بخار از گل برآید ابر نیسان می شود

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2707

زودتر دل جمع گردد چون پریشان می شود

چون شود سی پاره قرآن ختم آسان می شود

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2708

گر ز ریحان خواب بیدردان به سامان می شود

خواب من آشفته زان خط چو ریحان می شود؟

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2709

عاقبت کار نظربازان به سامان می شود

گرد مجنون سرمه چشم غزالان می شود

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2710

کار ما از ساغر پرمی به سامان می شود

مجلس ما از گل ابری گلستان می شود

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2711

در زمستان باغ اگر از برگ عریان می شود

برگ عیش خلق افزون در زمستان می شود

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2712

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور