Toggle stanza 1
جان رمیده را به جهان بازگشت نیست
1

جان رمیده را به جهان بازگشت نیست

دست بریده را به دهان بازگشت نیست

2

شبنم دو بار بازی بستان نمی خورد

دل را به رنگ و بوی جهان بازگشت نیست

3

از اشک و آه خویش ندیدم نتیجه ای

در طالع شرار و دخان بازگشت نیست

4

دل چون ز دست رفت نیاید به جای خویش

یاقوت را به سینه کان بازگشت نیست

5

هر رقعه ای که می کنم انشا به آن نگار

در طالعش چو برگ خزان بازگشت نیست

6

پای به خواب رفته ما را چو پای خم

دیگر به خاک کوی مغان بازگشت نیست

7

افکنده سپهر نگردد دگر بلند

تیر شهاب را به کمان بازگشت نیست

8

جستیم از کشاکش چرخ از شکستگی

تیر شکسته را به کمان بازگشت نیست

9

مرغ ز دام جسته نیفتد دگر به دام

صائب مرا به ملک جهان بازگشت نیست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور