غزل شمارهٔ 2032
Toggle stanza 1این بنای عالم خاک از شکست نیست
11
این بنای عالم خاک از شکست نیست
پستی عمارتی است که آن را نشست نیست
22
از برگریز مردم بی برگ ایمنند
رنگ شکسته را خطری از شکست نیست
33
پرواز می کند به پر و بال آفتاب
گلهای اعتبار جهان رنگ بست نیست
44
از عمر رفته حاصل من آه حسرت است
جز زنگ از شمردن این زر به دست نیست
55
پست است بر تو طارم گردون ز سرکشی
گر سر به جیب خودکشی این سقف پست نیست
66
نتوان عنان عمر به تعبیر تن گرفت
سیلاب را ملاحظه از کوچه بست نیست
77
چشمش بود چو جام به دست سبو مدام
صائب کسی که مست شراب الست نیست
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

