Toggle stanza 1
از شش در جهات، امید نجات نیست
1

از شش در جهات، امید نجات نیست

در بند روزگار، نجات از جهات نیست

2

طفلان مهد خاک ز شیرند بی نصیب

این گاهواره گویی از این امهات نیست

3

چون بید هر که تلخی بی حاصلی کشید

انجام کار، قسمت او جز نبات نیست

4

از گل به آفتاب جدایی نمی کنیم

چون شبنم آشنایی ما بی ثبات نیست

5

جانها ز خط پشت لب یار تازه شد

این لطف با سیاهی آب حیات نیست

6

بلبل عبث به خرده گل چشم دوخته است

بر هر زری که سال نگردد زکات نیست

7

چشم از جهان بپوش که رخسار زشت را

مشّاطه ای به از عدم التفات نیست

8

از اعتبار دهر کناری گرفته است

صائب حریف دشمنی کاینات نیست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور