غزل شمارهٔ 2045

Toggle stanza 1
دلهای آرمیده به مطلب سوار نیست
1

دلهای آرمیده به مطلب سوار نیست

رحم است بر کسی که دلش برقرار نیست

2

از دامن است شعله جواله بی نیاز

موقوف، شور من به نسیم بهار نیست

3

در دست اگر چه هست به ظاهر عنان مرا

چون طفل نوسوار مرا اختیار نیست

4

سیل گران رکاب رسد زودتر به بحر

بر دل مرا ز پیکر خاکی غبار نیست

5

خاری به راه جان سبکرو درین جهان

بالاتر از مساعدت روزگار نیست

6

اندیشه پنبه زده را نیست از کمان

حلاج را ملاحظه از چوب دار نیست

7

بیهوده همچو موج چرا دست و پا زنیم؟

دریای بیقراری ما را کنار نیست

8

نبود به تن علاقه ز دنیا گذشته را

سرو روان مقید این جویبار نیست

9

پروانه خودکشی نکند بر چراغ روز

عشاق را به چهره بی شرم کار نیست

10

غواص از یگانگی بحر غافل است

ورنه حباب بی گهر شاهوار نیست

11

طامع ز تشنگی به بزرگان برد پناه

غافل که هیچ چشمه درین کوهسار نیست

12

صائب بگو، که سوخته جانان عشق را

آب حیات جز سخن آبدار نیست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چابک تر از تو در همه عالم سوار نیست

زیباتر از تو در همه عالم نگار نیست

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 283

خوش خلعتی ست جسم، ولی استوار نیست

خوش حالتی ست عمر ولی پایدار نیست

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 284

خوش خلعتی است جسم ولی استوار نیست

خوش حالتی است عمر ولی پایدار نیست

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 1

این طرفه آتشی که دمی برقرار نیست

گر نزد یار باشد وگر نزد یار نیست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 445

آن روح را که عشق حقیقی شعار نیست

نابوده به که بودن او غیر عار نیست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 455

ما را کنار گیر تو را خود کنار نیست

عاشق نواختن به خدا هیچ عار نیست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 456

آن طبع را که علم و سخاوت شعار نیست

از عالمیش فخر و ز زفتیش عار نیست

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 26 - در مدح قاضی عبدالودود غزنوی

دل بگسل از جهان که جهان پایدار نیست

واثق مشو به او که به عهد استوار نیست

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 108

ما را دماغ جنگ و سر کارزار نیست

ورنه دل دو نیم کم از ذوالفقار نیست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2044

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور