غزل شمارهٔ 1683
Toggle stanza 1سپاه عقل کم و لشکر ایاغ پرست
11
سپاه عقل کم و لشکر ایاغ پرست
چه عشرتی است که پروانه کم، چراغ پرست
22
ز هرزه خندی گل غنچه بی دماغ شده است
ز دست قهقه مینا دل ایاغ پرست
33
فتاده است به روی گل و ز شوق هنوز
لب پر آبله شبنم از سراغ پرست
44
اگر به مرکز خود حق قرار می گیرد
تو فکر دل کن و فارغ نشین که داغ پرست
55
حیا نمی دهدم فرصت سخن صائب
دلم ز شکوه این باغبان و باغ پرست
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

