Toggle stanza 1
حرص را تشنگی افزون به زر و مال شود
1

حرص را تشنگی افزون به زر و مال شود

چشم آیینه کجا سیر ز تمثال شود؟

2

بهره خواجه ز اسباب به جز محنت نیست

عرق از بار گران قسمت حمال شود

3

تا نمیرد، ز تردد نکشد پای حریص

راحت مور در آن است که پامال شود

4

می دود بس که پی خرمن مردم چشمت

پوست وقت است بر اندام تو غربال شود

5

چون شب تار به یک روز سیه می سازی

گر ترا روی زمین نامه اعمال شود

6

به شکستی که ز دوران رسد آزرده مباش

که قفس چون شکند شهپر اقبال شود

7

مصلحت نیست ز شیرین سخنان خاموشی

زنگ آیینه بود طوطی اگر لال شود

8

طلب دل مکن از زلف که سر می بازد

دزد را هرکه شب تار به دنبال شود

9

صائب از چرخ همین کام تمنا دارد

که سرش در قدم سرو تو پامال شود

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور