Toggle stanza 1
باده کو تا به من آن تلخ زبان رام شود؟
1

باده کو تا به من آن تلخ زبان رام شود؟

تلخی می نمک تلخی بادام شود

2

بوسه در ذائقه اش باده لب شیرین است

تلخکامی که بدآموز به دشنام شود

3

رهنوردان ترا مرگ نگیرد دامن

بر شهید تو کفن جامه احرام شود

4

لب جام از هوس بوسه دهن غنچه کند

چون ز می صفحه رخسار تو گلفام شود

5

موج گرداب نیم، گردش پرگار نیم

تا به کی نقطه آغاز من انجام شود؟

6

شوق دریاکش و در شیشه کم ظرف فلک

آنقدر خون جگر نیست که یک جام شود

7

تا در آن زلف توان رفت سراسر صائب

دل رم کرده چه افتاده به من رام شود؟

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور