غزل شمارهٔ 5583

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ینم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
قضا روزی که کرد از چار عنصر خشت بالینم
1

قضا روزی که کرد از چار عنصر خشت بالینم

غبارآلود شد آیینه چشم جهانبینم

2

ز غفلت در بهشت بیخودی بودم، ندانستم

که دارد تلخی تعبیر در پی خواب شیرینم

3

زمین پست فطرت کیست تا نخجیر من گردد

که گردون سینه کبک است پیش چنگ شاهینم

4

ز سوز عشق هر مو برتنم شمع می سوزد

نه مجنونم که چشم شیر باشد شمع بالینم

5

مرا تهدید فردا می دهد واعظ، نمی داند

که من امروز در دوزخ ز چشم عاقبت بینم

6

نظر واکرده ام در وحشت آباد پریشانی

بنات النعش آید در نظر چون عقد پروینم

7

به کردار بد و افعال زشت من مبین صائب

همینم بس که از مدحتگران آل یاسینم

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور