غزل شمارهٔ 613

شاعر: جامی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ینم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
ندارم وقت گل طاقت که بی تو روی گل بینم
1

ندارم وقت گل طاقت که بی تو روی گل بینم

همه دامان گل چینند و من دامان ز گل چینم

2

نشسته دوستان در پای گل من هم هوس دارم

که در پای گلی بنشانمت پیش تو بنشینم

3

همی روبم به مژگان راه تو باشد هواخواهی

پس از خواب اجل زین خاک سازد خشت بالینم

4

زکات حسن خود گویند می بخشی به مسکینان

ببخشا اندکی جانا که من بسیار مسکینم

5

چو مرغ نیم بسمل می طپم از شوق تیغ تو

خدا را دست رحمت برگشا از بهر تسکینم

6

مرا جز عشق و رسوایی و قلاشی نمی باید

رو ای ناصح تو می باش آنچه می خواهی که من اینم

7

مگو شرح سرشک خود مکن در هر غزل جامی

کزین خونابه دارد رنگ معنی های رنگینم

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور