Toggle stanza 1
رنگ در روی شراب آن لب میگون نگذاشت
1

رنگ در روی شراب آن لب میگون نگذاشت

حرکت در الف آن قامت موزون نگذاشت

2

تا پی ناقه لیلی نشد از دشت سفید

هیچ کس پنبه به داغ دل مجنون نگذاشت

3

با جگر تشنگی خار مغیلان چه کنم؟

ریگ این بادیه در آبله ها خون نگذاشت

4

رفته بودم که در آن چاه زنخدان افتم

چشم کوته نظر و طالع وارون نگذاشت

5

لیلی سنگدل از خانه نیامد بیرون

مرغ تا بیضه به فرق سر مجنون نگذاشت

6

شد گنه سلسله جنبان توجه دل را

سیل تا تیره نشد روی به جیحون نگذاشت

7

تا نزد دست به دامان تجرد، صائب

عیسی از خاک قدم بر سر گردون نگذاشت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور