غزل شمارهٔ 681

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: ابرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
هر کس نکرده در گرو می کتاب را
1
هر کس نکرده در گرو می کتاب را
نگرفته است از گل کاغذ گلاب را
2
دل را ز درد و داغ به تدریج پخته کن
هشدار خامسوز نسازی کباب را
3
شرمی بدار از جگر آتشین ما
تا چند چون گهر به گره بندی آب را؟
4
روشندلان ز مرگ محابا نمی کنند
نور از زوال کم نشود آفتاب را
5
عمر دوباره مسئلت آنها که می کنند
گویا ندیده اند جهان خراب را
6
دست از هوا بشوی که ترک هوای پوچ
در یک نفس رساند به دریا حباب را
7
روی سیه به اشک ندامت شود سفید
باران برآورد ز سیاهی سحاب را
8
از خط ملاحت لب میگون او فزود
شور از نمک زیاده شود این شراب را
9
هر صبح و شام، غیرت آن حسن بی زوال
خون از شفق کند به جگر آفتاب را
10
بس نیست چشم نرم ترا پرده های خواب؟
کز مخمل دو خوابه کنی رخت خواب را
11
آرد برون چو تیر خدنگ از کمان سخت
امید خاکبوس نهال تو آب را
12
صائب کجا به ذره ما رحم می کند؟
گردون که خاکمال دهد آفتاب را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بگشاد صبح عید ز رخ چون نقاب را

بنمود ساقی آن رخ چون آفتاب را

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 105

دیوانه می کنی دل و جانِ خراب را

مشکن به ناز، سلسلهٔ مشک ناب را

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 74

حسنی است بر رخش رقم مشک ناب را

نظاره کن غبار خط آفتاب را

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 58

فال حباب زن‌، بشمر موج آب را

چشمی به صفر گیر و نظر کن حساب را

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 59

گر ماهِ من برافکنَد از رخ نقاب را

برقع فروهلد به جمال آفتاب را

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزلِ شمارهٔ 9

سوزد ز بس که تاب جمالش نقاب را

دانم که در میان نپسندد حجاب را

غالب دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2

می می کند خیال تنک ظرف آب را

ویرانه سیل می شمرد ماهتاب را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 679

روی تو غنچه ساخت گل آفتاب را

در هم شکست کوکبه ماهتاب را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 680

می سوزد آرزو دل پراضطراب را

بر سیخ می کشد رگ خامی کباب را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 682

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور