غزل شمارهٔ 59

Toggle stanza 1
فال حباب زن‌، بشمر موج آب را
1
فال حباب زن‌، بشمر موج آب را
چشمی به صفر گیر و نظر کن حساب را
2
عشق از مزاج ما به هوس گشت متهم
در شک گرفت نقطهٔ وهم انتخاب را
3
گر نیست زین قلمرو اوهام عبرتت
آب حیات تشنه لبی‌ کن سیراب را
4
چشمم تحیر آینهٔ نقش پای تست
مپسند خالی از قدمت این رکاب را
5
عالم تصرف ید بیضا گرفته است
اعجاز دیگر است ز رویت نقاب را
6
امروز در قلمرو نظاره نور نیست
از بس خطت به سایه نشاند آفتاب را
7
فیض بهار لغزش مستانه بردنی‌ست
در شیشه‌های آبله میکن گلاب را
8
اجزای ما چو صبح نفس‌پرور است و بس
شیرازه کرده‌اند به باد این کتاب را
9
ما بیخودان به غفلت خود پی‌ نبرده‌ایم
چشم آشنا نشد که چه رنگ است خواب را
10
در طینت فسرده‌صفاها کدورت است
آیینه می‌کند همه زنگار آب را
11
جوش خزانم آینه‌دار بهار اوست
نظاره کن ز چاک کتان ماهتاب را
12
بیدل به گیرودار نفس آنقدر مناز
آیینه کن شکست کلاه حباب را

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بگشاد صبح عید ز رخ چون نقاب را

بنمود ساقی آن رخ چون آفتاب را

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 105

دیوانه می کنی دل و جانِ خراب را

مشکن به ناز، سلسلهٔ مشک ناب را

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 74

گر ماهِ من برافکنَد از رخ نقاب را

برقع فروهلد به جمال آفتاب را

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزلِ شمارهٔ 9

می می کند خیال تنک ظرف آب را

ویرانه سیل می شمرد ماهتاب را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 679

روی تو غنچه ساخت گل آفتاب را

در هم شکست کوکبه ماهتاب را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 680

هر کس نکرده در گرو می کتاب را

نگرفته است از گل کاغذ گلاب را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 681

می سوزد آرزو دل پراضطراب را

بر سیخ می کشد رگ خامی کباب را

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 682

سوزد ز بس که تاب جمالش نقاب را

دانم که در میان نپسندد حجاب را

غالب دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2

حسنی است بر رخش رقم مشک ناب را

نظاره کن غبار خط آفتاب را

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 58

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور