غزل شمارهٔ 569

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ینهما

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
مشرق مهر بود سینه بی کینه ما
1
مشرق مهر بود سینه بی کینه ما
صاف چون صبح به آفاق بود سینه ما
2
خون اگر در جگر نافه آهو شد مشک
مشک خون می شود از خرقه پشمینه ما
3
ریشه سبزه زنگار رسیده است به آب
چه خیال است که روشن شود آیینه ما؟
4
آن که بر نعمت الوان جهان دارد دست
می برد رشک به نان جو و کشکینه ما
5
تا ز مستی جهالت به خمار افتادیم
به کدورت گذرد شنبه و آدینه ما
6
در پریخانه ما جغد هما می گردد
صبح شنبه خجل است از شب آدینه ما
7
شسته رو می شود از گرد یتیمی صائب
گوهری را که فتد راه به گنجینه ما

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور