غزل شمارهٔ 6069
شاعر: صائب
Toggle stanza 1بهر معنی های رنگین لفظ را پرداز کن
بهر معنی های رنگین لفظ را پرداز کن
باده شیراز را در شیشه شیراز کن
بوی گل در غنچه سربسته ایمن از صباست
لب ببند از گفتگو، خون در دل غماز کن
آبرو را در عوض دریادلان گوهر دهند
پیش ابر نوبهاران چون صدف لب باز کن
از بصیرت ترک دنیا سهل و آسان می شود
بهر پوشیدن، درین هنگامه چشمی باز کن
از هوس ها قالب خود را تهی چون ساختی
بر میان گلرخان چون بهله دست انداز کن
زود دلگیر از تماشای چمن خواهی شدن
در حریم بیضه سامان پر پرواز کن
راه بی پایان خود تا کنی یک نعره وار
خرده جان را سپند شعله آواز کن
از نیاز پست فطرت ناز مردم می کشی
بی نیازی پیشه خود کن، به عالم ناز کن
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
فتح می آید در دهلیز دولت باز کن
بارگاه فخر خود با آسمان همراز کن
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1983
بند ترکش یک زمان ای ترک زیبا باز کن
با رهی یک دم بساز و خرمی را ساز کن
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 327
مطربا صبح است، قانون صبوحی ساز کن
دانه دل را سپند شعله آواز کن
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6070
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

