غزل شمارهٔ 6068

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ورکن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
زلف مشکین را ز صبح عارض خود دور کن
1

زلف مشکین را ز صبح عارض خود دور کن

چون چراغ روز، گل را در نظر بی نور کن

2

سرنوشت عشق از پیشانی من روشن است

چون توان با آب گفتن عکس را مستور کن؟

3

شعله چون برگ خزان از آه سردم رنگ باخت

فکر فانوس ای کلیم از بهر شمع طور کن

4

خاطر آیینه وحدت غبارآلود شد

گرد هستی را به چوب دار از خود دور کن

5

خاکساری جاده ای دارد ز مو باریکتر

گردن تسلیم نازک چون میان مور کن

6

سر چه باشد کس نبازد در ره داغ جنون؟

این کدوی پوچ را در کار این زنبور کن

7

دوش خاطر را سبک کن صائب از گرد حیات

رو به معراج فنا آنگاه چون منصور کن

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور