غزل شمارهٔ 60
Toggle stanza 1هر روز باد میبرد از بوستان گلی
11
هر روز باد میبرد از بوستان گلی
مجروح میکند دل مسکین بلبلی
22
مألوف را به صحبت ابنای روزگار
بر جور روزگار بباید تحملی
33
کاین باز مرگ هر که سر از بیضه بر کند
همچون کبوترش بدراند به چنگلی
44
ای دوست دل منه که در این تنگنای خاک
ناممکن است عافیتی بیتزلزلی
55
روییست ماه پیکر و موییست مشکبوی
هر لالهای که میدمد از خاک و سنبلی
66
بالای خاک هیچ عمارت نکردهاند
کز وی به دیر زود نباشد تحولی
77
مکروه طلعتیست جهان فریبناک
هر بامداد کرده به شوخی تجملی
88
دی بوستان خرم و صحرای لالهزار
وز بانگ مرغ در چمن افتاده غلغلی
99
و امروز خارهای مغیلان کشیده تیغ
گویی که خود نبود در این بوستان گلی
1010
دنیا پلیست بر گذر راه آخرت
اهل تمیز خانه نگیرند بر پلی
1111
سعدی گر آسمان به شکر پرورد تو را
چون میکشد به زهر ندارد تفضلی
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ای شهره در زمانه به شیرین شمایلی
تعویذ بند حسن تو چرخ حمایلی
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 292
می زد صفیر شوق خزان دیده بلبلی
می رفت در حقیقت حالش تاملی
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 951
رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی
آمد به گوش ناگهم آواز بلبلی
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 465
خواندم حکایتی ز کتابی که جمع کرد
اندر حکایت خلفا زید باهلی
سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 192
صائب ز طول بیش بود عرض راه تو
از مستی این چنین که به هر سوی مایلی
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6926
دنیا نیرزد آنکه پریشان کنی دلی
زنهار بد مکن که نکردست عاقلی
سعدیمواعظقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 59 - در ستایش امیر انکیانو

