غزل شمارهٔ 292
Toggle stanza 1ای شهره در زمانه به شیرین شمایلی
ای شهره در زمانه به شیرین شمایلی
تعویذ بند حسن تو چرخ حمایلی
حاجت به قبله دگرم نیست در نماز
هرجا که می روم تو مرا در مقابلی
با استقامتی که قدت راست متصل
چون ابروان به کشتن عشاق مایلی
خوبان چو ماه از تو کنند اقتباس نور
بی عار اقتباس تو خورشید کاملی
ای آشنا چه آگهی از حال ما تو را
ما غرق و تو نظاره کنان گرد ساحلی
رندی و عاشقی همه زنج است و محنت است
خوش وقت پارسایی و از عشق غافلی
جامی ز زخم تیغ تو می داد جان و بود
ورد زبان او رحم الله قاتلی
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی
آمد به گوش ناگهم آواز بلبلی
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 465
هر روز باد میبرد از بوستان گلی
مجروح میکند دل مسکین بلبلی
سعدیمواعظغزلیاتغزل شمارهٔ 60
دنیا نیرزد آنکه پریشان کنی دلی
زنهار بد مکن که نکردست عاقلی
سعدیمواعظقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 59 - در ستایش امیر انکیانو
خواندم حکایتی ز کتابی که جمع کرد
اندر حکایت خلفا زید باهلی
سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 192
صائب ز طول بیش بود عرض راه تو
از مستی این چنین که به هر سوی مایلی
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6926
می زد صفیر شوق خزان دیده بلبلی
می رفت در حقیقت حالش تاملی
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 951
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

