Toggle stanza 1
خواندم حکایتی ز کتابی که جمع کرد
1

خواندم حکایتی ز کتابی که جمع کرد

اندر حکایت خلفا زید باهلی

2

گفتا که داد مامون یک شب دو بدره زر

بر نغمت سحاق براهیم موصلی

3

کس کرد و باز خواست دگر روز بدره‌ها

گفتا فساد باشد و نوعی ز جاهلی

4

«هو ینصرف» لقبش نهادند مردمان

واندر زبان گرفتش هر کس به مدخلی

5

لاینصرف تویی ز بزرگان روزگار

وینک ز نام خویش مر این را دلایلی

6

در نحو وزن افعل لاینصرف بود

نام تو احمدست به میزان افعلی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور