شمارهٔ 185
Toggle stanza 1هان ای نهاده تیر جفا در کمان حکم
11
هان ای نهاده تیر جفا در کمان حکم
اندیشه کن ز ناوک دلدوز در کمین
22
گر تیر تو ز جوشن فولاد بگذرد
پیکان آه بگذرد از کوه آهنین
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
کردم ز دیده پای، سوی مشهد حسین
هست این سفر به مذهب عشاق فرضِ عین
جامیدیوان اشعارسایر اشعارشمارهٔ 4 - فی منقبت سیدالشهداء سلام الله علیه
خوانی کشیده عشق سزاوار آفرین
بسم الله ای حریف گدا خوی ده نشین
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 384
با عاشقان نشین و همه عاشقی گزین
با هر که نیست عاشق کم گوی و کم نشین
رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 102
مستی و عاشقی و جوانی و جنس این
آمد بهار خرم و گشتند همنشین
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2046
با عاشقان نشین و همه عاشقی گزین
با آنک نیست عاشق یک دم مشو قرین
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2053
گفتگو
قارئین کے تبصرے
اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔
لوڈ ہو رہا ہے…

