شمارهٔ 6

شاعر: سعدی

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

قافیہ: شت

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 20

صنف: غزل/قصیده/قطعه

Toggle stanza 1
دی مردکی آبِ پشت می‌‌ریخت به دشت
1

دی مردکی آبِ پشت می‌‌ریخت به دشت

می‌‌گفت و از این حدیث می ‌درنگذشت

2

‌باری چو گناهکار می‌‌باید بود

‌هم در کفِ پاک بِه که در کونِ پَلَشت

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

گل گرچه کشد سرزنش از خار درشت

رو با تو و بر درخت خود دارد پشت

جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 47

فصلِ گُل و طَرْفِ جویْبار و لبِ کِشْت

با یک دو سه تازه‌ دلبری حورسرشت

خیامترانه‌های خیام (صادق هدایت)دم را دریابیم [143-108]رباعی 119

* تا کی ز چراغِ مسجد و دودِ کُنِشْت؟

تا کی ز زیانِ دوزخ و سودِ بهشت؟

خیامترانه‌های خیام (صادق هدایت)از ازل نوشته [34-26]رباعی 31

چون چرخ به کام یک خردمند نگشت

خواهی تو فلک هفت شِمُر، خواهی هشت

خیامترانه‌های خیام (صادق هدایت)گردش دوران [56-35]رباعی 40

تا چند زنم به روی دریاها خشت

بیزار شدم ز بت‌پرستان و کُنِشْت

خیامترانه‌های خیام (صادق هدایت)راز آفرینش [ 15-1]رباعی 6

* من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت

از اهل بهشت کرد، یا دوزخ زشت

خیامترانه‌های خیام (صادق هدایت)هرچه باداباد [100-74]رباعی 92

تا چند زنم به روی دریاها خشت

بیزار شدم ز بت‌پرستان کنشت

خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 21

چون چرخ به کامِ یک خردمند نگشت

خواهی تو فلک هَفت شُمُر‌، خواهی هَشت

خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 26

در فصل بهار اگر بتی حور سرشت

یک ساغر مِی دهد مرا بر لب کِشت

خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 35

فصل گل و طرف جویبار و لب کشت

با یک دو سه اهل و لعبتی حور‌سرشت

خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 39

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور