شمارهٔ 47

شاعر: جامی

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

قافیہ: شت

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 20

صنف: رباعی

Toggle stanza 1
گل گرچه کشد سرزنش از خار درشت
1

گل گرچه کشد سرزنش از خار درشت

رو با تو و بر درخت خود دارد پشت

2

با قد تو شاخ گل مگر دعوی کرد

کش گل به طپانچه می زند غنچه به مشت

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

فصلِ گُل و طَرْفِ جویْبار و لبِ کِشْت

با یک دو سه تازه‌ دلبری حورسرشت

خیامترانه‌های خیام (صادق هدایت)دم را دریابیم [143-108]رباعی 119

* تا کی ز چراغِ مسجد و دودِ کُنِشْت؟

تا کی ز زیانِ دوزخ و سودِ بهشت؟

خیامترانه‌های خیام (صادق هدایت)از ازل نوشته [34-26]رباعی 31

چون چرخ به کام یک خردمند نگشت

خواهی تو فلک هفت شِمُر، خواهی هشت

خیامترانه‌های خیام (صادق هدایت)گردش دوران [56-35]رباعی 40

تا چند زنم به روی دریاها خشت

بیزار شدم ز بت‌پرستان و کُنِشْت

خیامترانه‌های خیام (صادق هدایت)راز آفرینش [ 15-1]رباعی 6

* من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت

از اهل بهشت کرد، یا دوزخ زشت

خیامترانه‌های خیام (صادق هدایت)هرچه باداباد [100-74]رباعی 92

تا چند زنم به روی دریاها خشت

بیزار شدم ز بت‌پرستان کنشت

خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 21

چون چرخ به کامِ یک خردمند نگشت

خواهی تو فلک هَفت شُمُر‌، خواهی هَشت

خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 26

در فصل بهار اگر بتی حور سرشت

یک ساغر مِی دهد مرا بر لب کِشت

خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 35

فصل گل و طرف جویبار و لب کشت

با یک دو سه اهل و لعبتی حور‌سرشت

خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 39

من هیچ ندانم که مرا آن‌که سرشت

از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت

خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 43

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور