Toggle stanza 1
ماه منظور آن بت زیبای من
1

ماه منظور آن بت زیبای من

سرو روز‌افزون مهر‌افزای من

2

‌کاندرین شهر از کمند زلف اوست

‌بند بر پای جهان‌پیمای من

3

‌هر کسی با ماه‌روئی سرخوش است

‌آن من کَنگی است هم‌بالای من

4

‌جامه‌دانی دارد آن سیمین زَنَخ

‌کاندران گم می‌شود کالای من

5

‌گر بیفتد، باز نتوان یافتن

‌در جوال وسع او خرمای من

6

‌ور به عمری دست در گردن کند

‌اتّفاقاً رای او با رای من

7

‌دوست می‌دارم که در کونش برم

‌نازنین‌تر عضوی از اعضای من

8

‌راضیم با خوی او، کز جوی او

‌کم نخواهد بود استسقای من

9

‌این قیامت بین که عارف می‌کند

‌تا کجا باشد قیامت جای من

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور