حکمت شمارهٔ 84

شاعر: سعدی

انگریزی ترجمہ: ریہاتسیک
ریشی درون جامه داشتم و شیخ از آن هر روز بپرسیدی که چون است و نپرسیدی کجاست. دانستم از آن احتراز می‌کند که ذکر همه عضوی روا نباشد و خردمندان گفته‌اند هر که سخن نسنجد، از جوابش برنجد.
تا نیک ندانی که سخن عین صواب است
باید که به گفتن دهن از هم نگشایی
گر راست سخن گویی و در بند بمانی
به زآن که دروغت دهد از بند رهایی

I had a wound under my robe and a sheikh asked me daily how, but not where it is, and I learned that he refrained because it is not admissible to mention every member; and wise men have also said that whoever does not ponder his question will be grieved by the answer.

Until thou knowest thy words to be perfectly suitable Thou must not open thy mouth in speech. If thou speakest truth and remainest in captivity, It is better than that thy mendacity deliver thee therefrom.

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

هر بار که تو در دل شب در دلم آیی

خون دلم آید ز دو دیده به روایی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1898

حیرت قفسم‌کو اثر عجز و رسایی

مجبور ادب را چه وصال و چه جدایی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2804

ماییم و دلی سرورق بی سر و پایی

چون آبله صحرایی و چون ناله هوایی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2811

دل برد ز من فتنه گری عشوه نمایی

زرین کمری کج کلهی تنگ قبایی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 976

دل تنگ مدار ای مَلَک از کار خدایی

آرام و طرب را مده از طبع جدایی

رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 128

هر روز بگه ای شه دلدار درآیی

جان را و جهان را شکفانی و فزایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2628

امروز سماع است و مدام است و سقایی

گردان شده بر جمع قدح‌های عطایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2635

زان جای بیا خواجه بدین جای نه جایی

کاین جاست تو را خانه کجایی تو کجایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2642

ای کرده دلم سوختهٔ درد جدایی

از محنت تو نیست مرا روی رهایی

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 389

از ماه‌رخی نوش‌لبی شوخ‌بلایی

هر روز همی بینم رنجی و عنایی

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 390

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور