غزل شمارهٔ 92

شاعر: سعدی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: وست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
کس به چشمم در نمی‌آید که گویم مثل اوست
1
کس به چشمم در نمی‌آید که گویم مثل اوست
خود به چشم عاشقان صورت نبندد مثل دوست
2
هر که با مستان نشیند ترک مستوری کند
آبروی نیکنامان در خرابات آب جوست
3
جز خداوندان معنی را نغلطاند سماع
اولت مغزی بباید تا برون آیی ز پوست
4
بنده‌ام گو تاج خواهی بر سرم نه یا تبر
هر چه پیش عاشقان آید ز معشوقان نکوست
5
عقل باری خسروی می‌کرد بر ملک وجود
باز چون فرهاد عاشق بر لب شیرین اوست
6
عنبرین چوگان زلفش را گر استقصا کنی
زیر هر مویی دلی بینی که سرگردان چو گوست
7
سعدیا چندان که خواهی گفت وصف روی یار
حسن گل بیش از قیاس بلبل بسیارگوست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

از میانش مو به موی ناتوانان جستجوست

از دهانش تا دهان ذره محوگفتگوست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 673

بسکه مستان را به قدر میکشیها آبروست

می‌زند پهلو به‌گردون هرکه بر دوشش سبوست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 674

نیست ایمن از بلا هر کس به فکر جستجوست

روز و شب گرداب‌ را ازموج‌،‌ خنجر برگلوست

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 675

کنیزکی مغنیه که به حسن غنا موصوف بود و به لطف نوا معروف، جمالی بی بدل داشت و حسنی بی خلل، روزی در منظر خواجه خود سازی می نواخت و غزلی می پرداخت.

نوجوانی که در دل هوای او داشت و در سر سودای او در زیر منظر ایستاده بود و گوش بر آواز نهاده در وقت اشعار وی تأملی می کرد و از لذت الحان وی تمایلی می نمود.

جامیبهارستانروضهٔ پنجم (در عشق و ذکر حال عاشقان)بخش 4

هر که چون بلبل درین گلشن اسیر رنگ و بوست

از بهار زندگانی بهره او گفتگوست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1087

با خردمندی و خوبی پارسا و نیکخوست

صورتی هرگز ندیدم کاین همه معنی در اوست

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 88

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور