غزل شمارهٔ 511

شاعر: سعدی

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

قافیہ: ایی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 15

صنف: غزل

Toggle stanza 1
هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی
1
هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی
ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی
2
یا چشم نمی‌بیند یا راه نمی‌داند
هر کاو به وجود خود دارد ز تو پروایی
3
دیوانه عشقت را جایی نظر افتاده‌ست
کآنجا نتواند رفت اندیشه دانایی
4
امید تو بیرون برد از دل همه امیدی
سودای تو خالی کرد از سر همه سودایی
5
زیبا ننماید سرو اندر نظر عقلش
آن کش نظری باشد با قامت زیبایی
6
گویند رفیقانم در عشق چه سر داری
گویم که سری دارم درباخته در پایی
7
زنهار نمی‌خواهم کز کشتن امانم ده
تا سیرترت بینم یک لحظه مدارایی
8
در پارس که تا بوده‌ست از ولوله آسوده‌ست
بیم است که برخیزد از حسن تو غوغایی
9
من دست نخواهم برد الا به سر زلفت
گر دسترسی باشد یک روز به یغمایی
10
گویند تمنایی از دوست بکن سعدی
جز دوست نخواهم کرد از دوست تمنایی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

تا داشت به جان طاقت، بودم به شکیبایی

چون کار به جان آمد، زین پس من و رسوایی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1889

هر لحظه جمال خود نوع دگر آرایی

شور دگر انگیزی شوق دگر افزایی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 974

اِی پادِشَهِ خوبان، داد از غَمِ تَنْهایی

دِل، بی‌‌تو، به جان آمَد؛ وَقْت است که بازآیی

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 493

با هر کی تو درسازی می‌دانک نیاسایی

زیر و زبرت دارم زیرا که تو از مایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2579

ای شادی آن روزی کز راه تو بازآیی

در روزن جان تابی چون ماه ز بالایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2613

ما می‌نرویم ای جان زین خانه دگر جایی

یا رب چه خوش است این جا هر لحظه تماشایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2614

هم پهلوی خم سر نه، ‌ای خواجهٔ هرجایی

پرهیز ز هشیاران وز مردم غوغایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2615

من نیت آن کردم تا باشم سودایی

نیت ز کجا گنجد اندر دل شیدایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2616

عیسی چو توی جانا ای دولت ترسایی

لاهوت ازل را از ناسوت تو بنمایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2617

جانا نظری فرما چون جان نظرهایی

چون گویم دل بردی چون عین دل مایی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2618

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور