غزل شمارهٔ 610

شاعر: سعدی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: انی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 11

صنف: غزل

Toggle stanza 1
بنده‌ام گر به لطف می‌خوانی
1
بنده‌ام گر به لطف می‌خوانی
حاکمی گر به قهر می‌رانی
2
کس نشاید که بر تو بگزینند
که تو صورت به کس نمی‌مانی
3
ندهیمت به هر که در عالم
ور تو ما را به هیچ نستانی
4
گفتم این درد عشق پنهان را
به تو گویم که هم تو درمانی
5
باز گفتم «چه حاجت است به قول؟»
که تو خود در دلی و می‌دانی
6
نفْس را عقل تربیت می‌کرد
کز طبیعت عنان بگردانی
7
عشق دانی چه گفت تقوا را؟
«پنجه با ما مکن که نتوانی»
8
چه خبر دارد از حقیقت عشق؟
پای‌بند هوای نفسانی
9
خودپرستان نظر به شخص کنند
پاک‌بینان به صنع ربانی
10
شب قدری بود که دست دهد
عارفان را سماع روحانی
11
رقص وقتی مسلمت باشد
کآستین بر دو عالم افشانی
12
قصهٔ عشق را نهایت نیست
صبر پیدا و درد پنهانی
13
سعدیا دیگر این حدیث مگوی
تا نگویند قصه می‌خوانی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

حکم نو کن که شاه دورانی

سکه تازه زن که سلطانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3142

تا شدستی امیر چوگانی

ما شدستیم گوی میدانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3148

جان جانی و جان صد جانی

می‌زنی نعره‌های پنهانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3160

خامشی ناطقی مگر جانی

می‌زنی نعره‌های پنهانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3161

یا وَلی نِعمَتی وَ سُلطانی

سابِق‌الحُسنُ ما لَهُ ثانی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3229

یکی گفت که: اینجا چیزی فراموش کرده‌ام

(خداوندگار) فرمود که:

رومیفیه ما فیهفصل سوم

تا کی این لاف در سخن رانی

تا کی این بیهده ثنا خوانی

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 192 - در نکوهش بزرگان زمان و مدح بونصر احمد سعید

زلف را تاب داد چندانی

که نه عقلی گذاشت نه جانی

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 798

خاک کوی توام تو می‌دانی

خاک در روی من چه افشانی

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 808

می گشودم شبی به ناخن فکر

عقده های حکیم المانی

علامہ اقبالپیام مشرقنقشِ فرنگبخش 10 - جلال و هگل

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور