غزل شمارهٔ 353

شاعر: سعدی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

قافیہ: م

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 17

صنف: غزل

Toggle stanza 1
رفیق مهربان و یار همدم
1
رفیق مهربان و یار همدم
همه کس دوست می‌دارند و من هم
2
نظر با نیکوان رسمیست معهود
نه این بدعت من آوردم به عالم
3
تو گر دعوی کنی پرهیزگاری
مصدق دارمت والله اعلم
4
و گر گویی که میل خاطرم نیست
من این دعوی نمی‌دارم مسلم
5
حدیث عشق اگر گویی گناه است
گناه اول ز حوا بود و آدم
6
گرفتار کمند ماه‌رویان
نه از مَدحش خبر باشد نه از ذم
7
چو دست مهربان بر سینهٔ ریش
به گیتی در ندارم هیچ مرهم
8
بگردان ساقیا جام لبالب
بیاموز از فلک دور دمادم
9
اگر دانی که دنیا غم نیرزد
به روی دوستان خوش باش و خرم
10
غنیمت دان اگر دانی که هر روز
ز عمر مانده روزی می‌شود کم
11
منه دل بر سرای عمر سعدی
که بنیادش نه بنیادیست محکم
12
برو شادی کن ای یار دل‌افروز
چو خاکت می‌خورد چندین مخور غم

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

شدم در گوشه میخانه محرم

گرفتم گوشه ای از جمله عالم

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 304

چنان مست است از آن دم جان آدم

که نشناسد از آن دم جان آدم

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1500

یکی مطرب همی‌خواهم در این دم

که نشناسد ز مستی زیر از بم

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1505

خداوندا مده آن یار را غم

مبادا قامت آن سرو را خم

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1514

چنان مستم چنان مستم من این دم

که حوا را بنشناسم ز آدم

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1542

چو دانستم که گردنده‌ست عالم

نیاید مرد را بنیاد محکم

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 251

مسلم کن دل از هستی مسلم

دمادم کش قدح اینجا دمادم

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 254

زهی پشت و پناه هر دو عالم

سر و سالار فرزندان آدم

سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 110

عزیزی گفت من عمری درین کار

بعقد و جد در بودم گرفتار

عطاراسرارنامهبخش چهاردهمبخش 6 - الحکایه و التمثیل

یکی گفته‌ست از اهل سلامت

که گر رسوا شود خلق قیامت

عطارالهی نامهبخش سیزدهم(2) حکایت

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور