غزل شمارهٔ 41

شاعر: سعدی

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

قافیہ: ست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
دیر آمدی ای نگار سرمست
1
دیر آمدی ای نگار سرمست
زودت ندهیم دامن از دست
2
بر آتشِ عشقت آب تدبیر
چندان که زدیم باز ننشست
3
از رای تو سر نمی‌توان تافت
وز روی تو در نمی‌توان بست
4
از پیش تو راهِ رفتنم نیست
چون ماهی اوفتاده در شست
5
سودای لب شکردهانان
بس توبهٔ صالحان که بشکست
6
ای سرو بلند بوستانی
در پیش درخت قامتت پست
7
بیچاره کسی که از تو ببْرید
آسوده تنی که با تو پیوست
8
چشمت به کرشمه خون من ریخت
وز قتل خطا چه غم خورد مست
9
سعدی ز کمند خوبرویان
تا جان داری نمی‌توان جست
10
ور سر ننهی در آستانش
دیگر چه کنی؟ دری دگر هست؟

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور