غزل شمارهٔ 360

شاعر: سعدی

وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

قافیہ: ام

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
شمع بخواهد نشست بازنشین ای غلام
1
شمع بخواهد نشست بازنشین ای غلام
روی تو دیدن به صبح روز نماید تمام
2
مطرب یاران برفت ساقی مستان بخفت
شاهد ما برقرار مجلس ما بر دوام
3
بلبل باغ سرای صبح نشان می‌دهد
وز در ایوان بخاست بانگ خروسان بام
4
ما به تو پرداختیم خانه و هرچ اندر اوست
هر چه پسند شماست بر همه عالم حرام
5
خواهی‌ام آزاد کن خواه قوی‌تر ببند
مثل تو صیاد را کس نگریزد ز دام
6
هر که در آتش نرفت بی‌خبر از سوز ماست
سوخته داند که چیست پختن سودای خام
7
اولم اندیشه بود تا نشود نام زشت
فارغم اکنون ز سنگ چون بشکستند جام
8
سعدی اگر نام و ننگ در سر او شد چه شد؟
مرد ره عشق نیست که‌اش غم ننگ است و نام

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور