غزل شمارهٔ 444

شاعر: سعدی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

قافیہ: ن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 13

صنف: غزل

Toggle stanza 1
یا رب آن روی است یا برگ سمن؟
1
یا رب آن روی است یا برگ سمن؟
یا رب آن قد است یا سرو چمن؟
2
بر سمن کس دید جعد مشک‌بار؟
در چمن کس دید سرو سیم‌تن؟
3
عقل چون پروانه گردید و نیافت
چون تو شمعی در هزاران انجمن
4
سخت مشتاقیم پیمانی بکُن
سخت مجروحیم پیکانی بکَن
5
وه کدامت زین همه شیرین‌تر است؟
خنده یا رفتار یا لب یا سخن؟
6
گر سرِ ما خواهی اینک جان و سر
ور سر ما داری اینک مال و تن
7
گر نوازی ور کُشی فرمان تو راست
بنده‌ایم اینک سر و تیغ و کفن
8
صَعقِه می‌خواهی؟ حجابی در گذار
فتنه می‌جویی؟ نقابی بر فکن
9
من کیم کآن جا که کوی عشق توست؟
در نمی‌گنجد حدیث ما و من
10
ای ز وصلت خانه‌ها دارالشفا
وی ز هجرت بیت‌ها بیت‌الحزن
11
وقت آن آمد که خاک مرده را
باد ریزد آب حیوان در دهن
12
پاره گرداند زلیخای صبا
صبحدم بر یوسف گل پیرهن
13
نطفهٔ شبنم در ارحام زمین
شاهد گل گشت و طفل یاسمن
14
فَیح ریحان است یا بوی بهشت؟
خاک شیراز است یا باد ختن؟
15
بر گذر تا خیره گردد سروبُن
در نگر تا تیره گردد نسترن
16
بارگاه زاهدان در هم نورد
کارگاه صوفیان بر هم شکن
17
شاهدان چُستند ساقی گو «بیار»
عاشقان مستند مطرب گو «بزن»
18
سُغبه خلقم چو صوفی در کِنِش
شهرهٔ شهرم چو غازی بر رسن
19
تربیت را حِلّه گو «در ما مپوش»
عافیت را پرده گو «بر ما متن»
20
چرخ با صد چشم چون روی تو دید
صد زبان می‌خواست تا گوید «حسن»
21
ناسزا خواهم شنید از خاص و عام
سرزنش خواهم کشید از مرد و زن
22
سعدیا گر عاشقی پایی بکوب
عاشقا گر مفلسی دستی بزن

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

خویش را در کوی بی خویشی فگن

تا ببینی خویش را بی خویشتن

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1566

همچو نقطه خال آن شیرین دهن

زیر لب افتاده بالای ذقن

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 713

آن که را دانم که: اویم دشمنست

وز روان پاک بدخواه منست

رودکیمثنوی‌هاابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 15

کرد باید مر مرا و او را رون

شیر تا تیمار دارد خویشتن

رودکیمثنوی‌هاابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 72

پس شتابان آمد اینک پیرزن

روی یکسو، کاغه کرده خویشتن

رودکیمثنوی‌هاابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 73

کشتیی بر آب و کشتیبانش باد

رفتن اندر وادیی یکسان نهاد

رودکیمثنوی‌هاابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 8

هر کجا که پا نهی ای جان من

بردمد لاله و بنفشه و یاسمن

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2006

بشنو از دل نکته‌های بی‌سخن

و آنچ اندر فهم ناید فهم کن

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2010

ای دلارام من و ای دل شکن

وی کشیده خویش بی‌جرمی ز من

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2012

جان من جان تو جانت جان من

هیچ دیدستی دو جان در یک بدن

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2016

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور