غزل شمارهٔ 443

شاعر: سعدی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

قافیہ: ن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

Toggle stanza 1
بکن چندان که خواهی جور بر من
1
بکن چندان که خواهی جور بر من
که دستت بر نمی‌دارم ز دامن
2
چنان مرغ دلم را صید کردی
که بازش دل نمی‌خواهد نشیمن
3
اگر دانی که در زنجیر زلفت
گرفتار است در پایش میفکن
4
به حسن قامتت سروی در آفاق
نپندارم که باشد غالب‌الظن
5
الا ای باغبان! این سرو بنشان
و گر صاحب دلی، آن سرو برکن
6
جهان روشن به ماه و آفتاب است
جهان ما به دیدار تو روشن
7
تو بی‌زیور محلّایی و بی‌رخت
مزکّایی و بی‌زینت مزیّن
8
شبی خواهم که مهمان من آیی
به کام دوستان و رغم دشمن
9
گروهی عام را کز دل خبر نیست
عجب دارند از آه سینهٔ من
10
چو آتش در سرای افتاده باشد
عجب داری که دود آید ز روزن
11
تو را خود هر که بیند دوست دارد
گناهی نیست بر سعدی معین

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چو گل هر دم به بویت جامه در تن

کنم چاک از گریبان تا به دامن

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 389

نتانی آمدن این راه با من

کجا دارد هریسه پای روغن

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1908

دل معشوق سوزیده است بر من

وزان سوزش جهان را سوخت خرمن

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1909

برو ای دل به سوی دلبر من

بدان خورشید شرق و شمع روشن

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1915

دگرباره چو مه کردیم خرمن

خرامیدیم بر کوری دشمن

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2120

یکی پرسید ازان مجنون که تب داشت

که تب می‌گیردت مجنون عجب داشت

عطارالهی نامهبخش سوم(10) حکایت آن مجنون که تب داشت

دلت خوش باد و چشم از بخت روشن

به کام دوستان و رغم دشمن

سعدیمواعظمفرداتشمارهٔ 57

وزرایِ نوشیروان در مهمّی از مَصالحِ مملکت اندیشه همی‌ کردند و هر یکی از ایشان دگرگونه رای همی‌زدند و ملِک هم چنین تدبیری اندیشه کرد.

بزرجمهر را رایِ ملِک اختیار آمد.

سعدیگلستانباب اول در سیرت پادشاهانحکایت شمارهٔ 31

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور