غزل شمارهٔ 2509

شاعر: رومی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: انی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 38

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
بر دیوانگان امروز آمد شاه پنهانی
1
بر دیوانگان امروز آمد شاه پنهانی
فغان برخاست از جان‌های مجنونان روحانی

Today the king in secret visited the madmen; a shout went up from the souls of the spiritual distracted ones.

2
میان نعره‌ها بشناخت آواز مرا آن شه
که صافی گشته بود آوازم از انفاس حیوانی

Amid the cries that king recognized my voice, for my voice had become purified of animal breaths.

3
اشارت کرد شاهانه که جست از بند دیوانه
اگر دیوانه‌ام شاها تو دیوان را سلیمانی

He signaled so royally that the madman leaped from his bonds; if I am mad, O king, you are the Solomon of the d¯ıvs.

4
شها همراز مرغانی و هم افسون دیوانی
بر این دیوانه هم شاید که افسونی فروخوانی

O king, you share the secrets of the birds and the spells of the d¯ıvs; now if it is fitting you should recite a spell on this madman.

5
به پیش شاه شد پیری که بربندش به زنجیری
کز این دیوانه در دیوان بس آشوب است و ویرانی

An elder approached the king saying, “Bind him in chains, for this madman is causing enough disturbance and disorder in the d¯ıv¯an.”

6
شه من گفت کاین مجنون به جز زنجیر زلف من
دگر زنجیر نپذیرد تو خوی او نمی‌دانی

My king said, “This madman will accept no chain other than the chain of my tress; you do not know his character.

7
هزاران بند بردرد به سوی دست ما پرد
الیناراجعون گردد که او بازی است سلطانی

“He bursts thousands of bonds to fly to my hand; to us returning he becomes, for he is a royal falcon.”

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

مسلمانان، گرفتارم به دست نامسلمانی

ازین دیوانه بدمستی و بدخویی و نادانی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1963

به دل دارم چو شمع از شعله‌های آه سامانی

مرتب کرده‌ام از مصرع برجسته دیوانی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2761

به عزم بسملم تیغ‌ که دارد میل عریانی

که در خونم قیامت می‌کند ناز گل افشانی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2763

تبسم قابل چاکی نشد ناموس عریانی

خجل کرد آخر از روی جنونم بی‌گریبانی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2764

تنش را پیرهن چون‌گل دمید افسون عریانی

قبای لاله‌گون افزود بر رنگش درخشانی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2765

در آن محفل ‌که الفت قابل زانوست پیشانی

گریبان دامنیها دارد و دامن گریبانی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2766

ز پیراهن برون آ، بی شکوهی نیست عریانی

جنون کن تا حبابی را لباس بحر پوشانی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2769

ز عریانی جنون ما نشد مغرور سامانی

توان دست از دو عالم برد اگر باشد گریبانی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2771

شهیدان وفا را درس دیداری ست پنهانی

سواد حیرتی دارد بیاض چشم قربانی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2772

قدح پیمای زخمم در هوای آب پیکانی

به طبع آرزویم‌، تر دماغی کرده توفانی

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2774

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور