رباعی شمارهٔ 826
Toggle stanza 1من بندهٔ آن قوم که خود را دانند
11
من بندهٔ آن قوم که خود را دانند
هردم دل خود را ز علط برهانند
22
از ذات و صفات خویش خالی گردند
وز لوح وجود خود اناالحق خوانند
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
بر من قلم قضا چو بی من رانند
پس نیک و بدش ز من چرا میدانند
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 70
هر کتب خرد، که هست، اگر برخوانند
در پردهٔ اسرار شدن نتوانند
عراقیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 65
آنجا بنشین که همنشین مردانند
تا دود کدورت ترا بنشانند
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 463
سر مستان را ز محتسب ترسانند
شد محتسب مست همه میدانند
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 730
مردان رهت که سر معنی دانند
از دیدهٔ کوته نظران پنهانند
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 813
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

