غزل شمارهٔ 2665

شاعر: رومی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

قافیہ: اری

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 29

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
صلا ای صوفیان کامروز باری
1
صلا ای صوفیان کامروز باری
سماع است و نشاط و عیش آری
2
صلا کز شش جهت درها گشاده‌ست
ز قعر بحر پیدا شد غباری
3
صلا کاین مغزها امروز پر شد
ز بوی وصل جانی جان سپاری
4
صلا که یافت هر گوشی و هوشی
ز بی‌هوشی مطلق گوشواری
5
صلا که ساعتی دیگر نیابی
ز مشرق تا به مغرب هوشیاری
6
در آن میدان که دیاری نمی‌گشت
به هر گوشه‌ست روحانی سواری
7
چو هیزم اندر این آتش درآیید
که تا هفتم فلک دارد شراری
8
میان شوره خاک نفس جزوی
به هر سویی درختی جویباری
9
تو اندر باغ‌ها دیدی که گیرد
درختی مر درختی را کناری

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

زهی رویت شکفته لاله زاری

در حسن ترا گل پرده داری

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1925

کیم من بیدلی بی اعتباری

غریبی بی نصیبی خاکساری

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 936

برو زاهد به امیدی که داری

که دارم همچو تو امیدواری

حافظاشعار منتسبشمارهٔ 38

زمین از ترکتاز او غباری

فلک از کاروانش شیشه باری

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6964

نگارا، کی بود کامیدواری

بیابد بر در وصل تو باری؟

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 258

تورا گر نیست با من هیچ کاری

مرا با تو بسی کار است باری

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 774

درآمد دوش دلدارم به یاری

مرا گفتا بگو تا در چه کاری

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 778

تنی پیدا کن از مشت غباری

تنی محکم تر از سنگین حصاری

علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 14

مشو نومید ازین مشت غباری

پریشان جلوهٔ ناپایداری

علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 154

اگر در مشت خاک تو نهادند

دل صد پارهٔ خونابه باری

علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 35

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور