غزل شمارهٔ 936

Toggle stanza 1
کیم من بیدلی بی اعتباری
1

کیم من بیدلی بی اعتباری

غریبی بی نصیبی خاکساری

2

چو برق از آه گرم آتش فروزی

چو شمع از سوز دل شب زنده داری

3

به دل تخم غم عشق تو کارم

ندارم غیر ازین کاری و باری

4

پریشان شد ز عشقت روزگارم

ببخشا بر پریشان روزگاری

5

ز زلفت کار من آشفته تر گشت

چه گیری بر دل از آشفته کاری

6

ز من گر خورده ای آمد مکن عیب

ز خردان خورده نبود عیب و عاری

7

شفیع آورده ام پیش تو اینک

رخ زردی و چشم اشکباری

8

کم از خاک رهم حیف است کز من

نشنید بر دل پاکت غباری

9

به آه سرد خود خوش باش جامی

کزین دی بردمد روزی بهاری

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

زهی رویت شکفته لاله زاری

در حسن ترا گل پرده داری

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1925

برو زاهد به امیدی که داری

که دارم همچو تو امیدواری

حافظاشعار منتسبشمارهٔ 38

صلا ای صوفیان کامروز باری

سماع است و نشاط و عیش آری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2665

به تن این جا به باطن در چه کاری

شکاری می‌کنی یا تو شکاری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2666

اگر یار مرا از من برآری

من او گشتم بگو با او چه داری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2686

صلا ای صوفیان کامروز باری

سماع است و وصال و عیش آری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2687

صلا ای صوفیان کامروز باری

سماع است و شراب و عیش آری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2688

منم غرقه درون جوی باری

نهانم می‌خلد در آب خاری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2689

چو عشق آمد که جان با من سپاری

چرا زوتر نگویی کآری آری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2690

نگفتم دوش ای زین بخاری

که نتوانی رضا دادن به خواری

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2691

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور