غزل شمارهٔ 2085

شاعر: رومی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 10

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
به صلح آمد آن ترک تند عربده کن
1
به صلح آمد آن ترک تند عربده کن
گرفت دست مرا گفت تکری یرلغسن
2
سؤال کردم از چرخ و گردش کژ او
گزید لب که رها کن حدیث بی‌سر و بن
3
بگفتمش که چرا می‌کند چنین گردش
بگفت هیزم تر نیست بی‌صداع دتن
4
بگفتمش خبر نو شنیده‌ای او گفت
حدیث نو نرود در شکاف گوش کهن
5
بلندهمتی و چشم تنگ ترک مرا
اگر تو واقف رازی بیا و شرح بکن
6
نه چشم تنگ خسیسم ولیک ره تنگ است
ز نرگسان دو چشمم به سوی او ره کن

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

شکست رنگ که بود آبیار این‌ گلشن

به هر چه می‌نگرم ناله‌ کرده است وطن

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2389

صفای دل به چراغ بقا دهد روغن

نفس نلغزد از آیینه تا بود روشن

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2390

نگار من شتر انگیخت رو به حجره من

پذیره شترش رفت جان ز حجره تن

جامیدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 3 - فی نعت النبی صلی الله علیه و سلم

بهار و گل طرب‌انگیز گشت و توبه‌شکن

به شادی رخِ گل بیخ غم ز دل بر کن

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 388

زهی ز صافی چشم تو چشم جان روشن

نسیم پیش خرام تو بوی پیراهن

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6312

سپهر قدرا بر درگهت «نظیری » را

گمان نبود که بیند به کام دل دشمن

نظیری نیشابوریدیوان اشعارقطعاتشمارهٔ 1 - آغاز

مکن مکن که روا نیست بی‌گنه کشتن

مرو مرو که چراغی و دیده روشن

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2074

توی که بدرقه باشی گهی گهی رهزن

توی که خرمن مایی و آفت خرمن

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2075

برای چشم تو صد چشم بد توان دیدن

چه چشم داری ای چشم ما به تو روشن

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2082

اگر سزای لب تو نبود گفته من

برآر سنگ گران و دهان من بشکن

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2083

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور