رباعی شمارهٔ 463
Toggle stanza 1آنجا بنشین که همنشین مردانند
11
آنجا بنشین که همنشین مردانند
تا دود کدورت ترا بنشانند
22
اندیشه مکن به عیب ایشان کایشان
زان پیش که اندیشه کنی میدانند
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
بر من قلم قضا چو بی من رانند
پس نیک و بدش ز من چرا میدانند
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 70
هر کتب خرد، که هست، اگر برخوانند
در پردهٔ اسرار شدن نتوانند
عراقیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 65
سر مستان را ز محتسب ترسانند
شد محتسب مست همه میدانند
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 730
مردان رهت که سر معنی دانند
از دیدهٔ کوته نظران پنهانند
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 813
من بندهٔ آن قوم که خود را دانند
هردم دل خود را ز علط برهانند
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 826

