رباعی شمارهٔ 593
Toggle stanza 1بیدار شو ای دل که جهان میگذرد
11
بیدار شو ای دل که جهان میگذرد
وین مایهٔ عمر، رایگان میگذرد
22
در منزل تن مَخُسب و غافل منشین
کز منزلِ عمر، کاروان میگذرد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
هان ای دل خسته کاروان میگذرد
بیدار شو آخر که جهان میگذرد
عطارمختارنامهباب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمرشمارهٔ 73
صبح است و صبا مشک فشان میگذرد
دریاب که از کوی فلان میگذرد
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 750
کشتی چو به دریای روان میگذرد
میپندارد که نیستان میگذرد
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 793
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

