رباعی شمارهٔ 750
Toggle stanza 1صبح است و صبا مشک فشان میگذرد
11
صبح است و صبا مشک فشان میگذرد
دریاب که از کوی فلان میگذرد
22
برخیز چه خسبی که جهان میگذرد
بوئی بستان که کاروان میگذرد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
هان ای دل خسته کاروان میگذرد
بیدار شو آخر که جهان میگذرد
عطارمختارنامهباب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمرشمارهٔ 73
بیدار شو ای دل که جهان میگذرد
وین مایهٔ عمر، رایگان میگذرد
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 593
کشتی چو به دریای روان میگذرد
میپندارد که نیستان میگذرد
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 793
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

