غزل شمارهٔ 2717

شاعر: رومی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

قافیہ: اری

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 29

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
تو جانا بی‌وصالش در چه کاری
1
تو جانا بی‌وصالش در چه کاری
به دست خویش بی‌وصلش چه داری
2
همه لافت که زاری‌ها کنم من
به نزد او نیرزد خاک زاری
3
اگر سنگت ببیند بر تو گرید
که از وصل چه کس گشتی تو عاری
4
به وصلش مر سما را فخر بودی
به هجرش خاک را اکنون تو عاری
5
چنان مغرور و سرکش گشته بودی
زمان وصل یعنی یار غاری
6
از آن می‌ها ز وصلش مست بودی
نک آمد مر تو را دور خماری
7
ولیکن مرغ دولت مژده آورد
کز آن اقبال می‌آید بهاری
8
ز لطف و حلم او بوده‌ست آن وصل
نبود از عقل و فرهنگ و عیاری
9
به پیر هندوی بگذشت لطفش
چو ماهی گشت پیر از خوش عذاری
10
چنین‌ها دیده‌ای از لطف و حسنش
تو جانا کز پی او بی‌قراری
11
چه سودم دارد ار صد ملک دارم
که تو که جان آنی در فراری
12
خداوندی ز تو دور است ای دل
که بی‌او یاوه گشته و بی‌مهاری
13
هزاران زخم دارد از تو ای هجر
که این دم بر سر گنجش تو ماری
14
ایا روز فراقم همچو قیری
ایا روز وصالم همچو قاری
15
تو بودی در وصالش در قماری
کنون تو با خیالش در قماری
16
به هجر فخر ما شمس الحق و دین
ایا صبرا نکردی هیچ یاری
17
مگر صبری که رست از خاک تبریز
خورم یابم دمی زو بردباری
18
ببینا این فراق من فراقی
ببینا بخت لنگم راهواری

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

زهی رویت شکفته لاله زاری

در حسن ترا گل پرده داری

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1925

کیم من بیدلی بی اعتباری

غریبی بی نصیبی خاکساری

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 936

برو زاهد به امیدی که داری

که دارم همچو تو امیدواری

حافظاشعار منتسبشمارهٔ 38

زمین از ترکتاز او غباری

فلک از کاروانش شیشه باری

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6964

نگارا، کی بود کامیدواری

بیابد بر در وصل تو باری؟

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 258

تورا گر نیست با من هیچ کاری

مرا با تو بسی کار است باری

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 774

درآمد دوش دلدارم به یاری

مرا گفتا بگو تا در چه کاری

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 778

تنی پیدا کن از مشت غباری

تنی محکم تر از سنگین حصاری

علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 14

مشو نومید ازین مشت غباری

پریشان جلوهٔ ناپایداری

علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 154

اگر در مشت خاک تو نهادند

دل صد پارهٔ خونابه باری

علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 35

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور