غزل شمارهٔ 1158

شاعر: رومی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: ار

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 27

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
رحم بر یار کی کند هم یار
1
رحم بر یار کی کند هم یار
آه بیمار کی شنود بیمار

Who has compassion on a friend? A friend likewise. Who hears the sigh of the sick? The sick.

2
اشک‌های بهار مشفق کو
تا ز گل پر کنند دامن خار

Where are the tears of sympathetic spring, that they may fill the thorn’s skirt with roses?

3
اکثروا ذکر هادم اللذات
بشنوید از خزان بی‌زنهار

Mention often the demolisher of joy; give ear to pitiless autumn.

4
غار جنت شود چو هست در او
ثانی اثنین اذ هما فی الغار

The cave becomes paradise, when he is in it: the second of two, when the two were in the Cave.

5
ز آه عاشق فلک شکاف کند
ناله عاشقان نباشد خوار

Heaven splits in two at the sigh of a lover; the lamentation of lovers is not to be despised.

6
فلک از بهر عاشقان گردد
بهر عشقست گنبد دوار

Heaven revolves for the sake of lovers; on account of love the sky spins around,

7
نی برای خباز و آهنگر
نی برای دروگر و عطار

Not for the sake of baker and smith, not for the sake of carpenter and druggist.

8
آسمان گرد عشق می‌گردد
خیز تا ما کنیم نیز دوار

The skies rotate about love; rise, that we may also circle around.

9
بین که لو لاک ما خلقت چه گفت
کان عشق است احمد مختار

Consider who said, “But for thee I would not have created”; Ah.mad the Chosen is the mine of love.

10
مدتی گرد عاشقی گردیم
چند گردیم گرد این مردار

For a while let us circle about loverhood; how long shall we circle about this carrion?

11
چشم کو تا که جان‌ها بیند
سر برون کرده از در و دیوار

Where is the eye to behold the spirits, putting their heads out from door and wall?

12
در و دیوار نکته گویانند
آتش و خاک و آب قصه گزار

Door and wall tell subtleties, fire and earth and water rehearse a tale;

13
چون ترازو و چون گز و چو محک
بی‌زبانند و قاضی بازار

Like the balance, the yardstick and the touchstone they are without tongue, yet arbiters of the market.

14
عاشقا رو تو همچو چرخ بگرد
خامش از گفت و جملگی گفتار

Lover, circle about like the sky, silent from speaking, and altogether speech.

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چیست هستی به آن‌همه آزار؟

گل چشمی و ناز صد مژه خار

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1666

خاک ما نامه‌ها به جانب یار

می‌نویسد ولی به خط غبار

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1667

در هوس‌گاه عالم بیکار

اگرت ناخنیست، سر می‌خار

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1668

خواجه عبدالخالق غجدوانی را - قدس سره - روزی درویشی پیش او گفت: اگر خدای تعالی مرا مخیر گرداند میان بهشت و دوزخ من دوزخ را انتخاب کنم زیراکه بهشت مراد نفس است و دوزخ مراد خدای تعالی خواجه او را رد کردند و فرمودند که بنده را به اختیار چه کار؟ هر جا گوید رو رویم و هرجا گوید باش باشیم.

کار بی اختیار خواجه مکن

جامیبهارستانروضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه)بخش 33

از عبدالله بن جعفر - رضی الله عنه - آورده اند که روزی عزیمت سفری کرده بود، در نخلستان قومی فرود آمد که غلامی سیاه نگاهبان آن بود، دید که سه قرص نان به جهت قوت وی آوردند سگی آنجا حاضر شد.

آن غلام یک قرص را پیش وی انداخت، بخورد پس دیگری را بینداخت، آن را هم بخورد و پس دیگری را بینداخت، آن را هم بخورد عبدالله رضی الله عنه از وی پرسید که هر روز قوت تو چیست؟ گفت: آنچه دیدی.

جامیبهارستانروضهٔ چهارم (در ذکر بخشندگان)بخش 6

چیست آن شاهد سفید عذار

رو برهنه روان به هر بازار

جامیدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 15

عقد دینارها که از کف جود

کرد شاه جهان پناه نثار

جامیدیوان اشعارقطعاتشمارهٔ 27

شمت برقا یلوح للاسرار

کاد یمحو بریقه الانوار

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 244

بر رُخَش زلف عاشق است چو من

لاجرم همچو منش نیست قرار

رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 54 - بر رخش «زلف» عاشق است چو من

دور ماند از سرای خویش و تبار

نسری ساخت بر سر کهسار

رودکیمثنوی‌هاابیات به جا مانده از مثنوی بحر خفیفپاره 8

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور