غزل شمارهٔ 2666

Toggle stanza 1
به تن این جا به باطن در چه کاری
1
به تن این جا به باطن در چه کاری
شکاری می‌کنی یا تو شکاری
2
کز او در آینه ساعت به ساعت
همی‌تابد عجب نقش و نگاری
3
مثال باز سلطان است هر نقش
شکار است او و می‌جوید شکاری
4
چه ساکن می‌نماید صورت تو
درون پرده تو بس بی‌قراری
5
لباست بر لب جوی و تو غرقه
از این غرقه عجب سر چون برآری
6
حریفت حاضر است آن جا که هستی
ولیکن گر بگوید شرم داری
7
به هر شیوه که گردد شاخ رقصان
نباشد غایب از باد بهاری
8
مجه تو سو به سو ای شاخ از این باد
نمی‌دانی کز این باد است یاری
9
به صد دستان به کار توست این باد
تو را خود نیست خوی حق گزاری
10
از او یابی به آخر هر مرادی
همو مستی دهد هم هوشیاری
11
بپرس او کیست شمس الدین تبریز
بجز در عشق او تا سر نخاری

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

زهی رویت شکفته لاله زاری

در حسن ترا گل پرده داری

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1925

کیم من بیدلی بی اعتباری

غریبی بی نصیبی خاکساری

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 936

برو زاهد به امیدی که داری

که دارم همچو تو امیدواری

حافظاشعار منتسبشمارهٔ 38

زمین از ترکتاز او غباری

فلک از کاروانش شیشه باری

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6964

نگارا، کی بود کامیدواری

بیابد بر در وصل تو باری؟

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 258

تورا گر نیست با من هیچ کاری

مرا با تو بسی کار است باری

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 774

درآمد دوش دلدارم به یاری

مرا گفتا بگو تا در چه کاری

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 778

تنی پیدا کن از مشت غباری

تنی محکم تر از سنگین حصاری

علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 14

مشو نومید ازین مشت غباری

پریشان جلوهٔ ناپایداری

علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 154

اگر در مشت خاک تو نهادند

دل صد پارهٔ خونابه باری

علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 35

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور