غزل شمارهٔ 1516

شاعر: رومی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

قافیہ: انم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

Toggle stanza 1
چه نزدیک است جان تو به جانم
1
چه نزدیک است جان تو به جانم
که هر چیزی که اندیشی بدانم
2
ضمیر همدگر دانند یاران
نباشم یار صادق گر ندانم
3
چو آب صاف باشد یار با یار
که بنماید در او عکس بنانم
4
اگر چه عامه هم آیینه‌هااند
که بنماید در او سود و زیانم
5
ولیکن آن به هر دم تیره گردد
که او را نیست صیقل‌های جانم
6
ولی آیینه ای عارف نگردد
اگر خاک جهان بر وی فشانم
7
از این آیینه روی خود مگردان
که می گوید که جانت را امانم
8
من و گفت من آیینه‌ست جان را
بیابد حال خویش اندر بیانم
9
خمش کن تا به ابرو و به غمزه
هزاران ماجرا بر وی بخوانم

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

نمی داند مه نامهربانم

که دور از روی خوبش بر چه سانم؟

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1296

مرا تا نقره باشد می‌فشانم

تو را تا بوسه باشد می‌ستانم

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 419

ز تو گر یک نظر آید به جانم

نباید این جهان و آن جهانم

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 561

ازین دریا که غرق اوست جانم

برون جستم ولیکن در میانم

عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 562

گهی شعر عراقی را بخوانم

گهی جامی زند آتش به جانم

علامہ اقبالارمغان حجازحضور رسالتبخش 7 - گهی شعر عراقی را بخوانم

به مرغان چمن همداستانم

زبان غنچه های بی زبانم

علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 69

چه نزدیک است جان تو به جانم

که هر چیزی که اندیشی بدانم

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1515

من آن ماهم که اندر لامکانم

مجو بیرون مرا در عین جانم

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1518

بیا کامروز بیرون از جهانم

بیا کامروز من از خود نهانم

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1519

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور